25 آذر 1397
En | 
زمان انتشار: 20 آبان 1396
آخرین به‌روزرسانی: ﺳﻪشنبه, 23 مرداد,1397
بازدید: 703
گفت‌وگوی تفصیلی ایسنا با مدیرکل دفتر حساب‌های اقتصادی مرکز آمار:  کارشناسان به مسئولان اجازه دروغگویی نمی‌دهند/ رشد ۳ ماهه برای صنایع بزرگ بود
گفت‌وگوی تفصیلی ایسنا با مدیرکل دفتر حساب‌های اقتصادی مرکز آمار: کارشناسان به مسئولان اجازه دروغگویی نمی‌دهند/ رشد ۳ ماهه برای صنایع بزرگ بود

مدیر کل دفتر حساب‌های اقتصادی مرکز آمار ایران می‌گوید بدنه کارشناسی مرکز آمار ایران به قدری نسبت به صحت آمارهای ارائه شده از سوی این مرکز مقید است که اگر مسئولی آمار اشتباه ارائه دهد، به او اعتراض خواهند کرد. او همچنین درباره رشد اقتصادی سه ماهه نخست سال جاری این نکته را مطرح کرد که این رشد مربوط به صنایع بزرگ است و رشد بنگاه‌های کوچک و متوسط در آن لحاظ نشده است.

مدير کل دفتر حساب‌هاي اقتصادي مرکز آمار ايران مي‌گويد بدنه کارشناسي مرکز آمار ايران به قدري نسبت به صحت آمارهاي ارائه شده از سوي اين مرکز مقيد است که اگر مسئولي آمار اشتباه ارائه دهد، به او اعتراض خواهند کرد. او همچنين درباره رشد اقتصادي سه ماهه نخست سال جاري اين نکته را مطرح کرد که اين رشد مربوط به صنايع بزرگ است و رشد بنگاه‌هاي کوچک و متوسط در آن لحاظ نشده است.
هربار که مرکز آمار ايران، آمار مربوط به رشد اقتصادي يا تورم را ارائه مي‌کند، عده‌اي از کارشناسان اقتصادي اين نکته را مطرح مي‌کنند که برخي آمارها با واقعيت ملموس اقتصاد ايران همخواني ندارد. اين انتقادات به ويژه در مواقعي تشديد مي‌شود مثل سه ماهه نخست سال جاري که بسياري از کارشناسان اقتصادي نسبت به رشد اقتصادي هفت درصدي ترديد کرده و مطرح مي‌کردند که چگونه در شرايط رکود و رخوت حاکم بر بنگاه‌هاي کوچک و متوسط ممکن است رشد اقتصادي هفت درصدي محقق شده باشد؟ سوالي که سپيده صالحي - مدير کل دفتر حساب‌هاي اقتصادي مرکز آمار ايران - به آن پاسخ گفته و مطرح مي‌کند که رشد اقتصادي سه ماهه مربوط به صنايع بزرگ بوده و بنگاه‌هاي کوچک و متوسط در آن محاسبه نشده است.
احتمالا اين دليلي است که بسياري از مردم رشد اقتصادي را در زندگي خود احساس نمي‌کنند. چون آن رشد ملموس که مستقيما با زندگي مردم در ارتباط و در اشتغال آنها موثر است در اين محاسبات قرار ندارد.
صالحي همچنين درباره تفاوت‌هاي آماري بانک مرکزي و مرکز آمار ايران توضيح مي‌دهد و معتقد است که جهان بين‌الملل به سمت اعتماد به مراکز آمار رفته و بهتر است ايران نيز اين روند را طي کند.
در ادامه مشروح گفت‌وگوي ايسنا با مدير کل دفتر حساب‌هاي اقتصادي مرکز آمار ايران را مي‌خوانيد:
- شبهاتي درباره آمارهاي مربوط به رشد اقتصادي وجود دارد  مبني بر اينکه آمارهاي اعلام شده توسط مرکز آمار ايران دقيق نيست و بعضا اهداف سياسي را پي‌گيري مي‌کند، به عنوان يکي از مسوولان اين حوزه مي‌توانيد توضيح دهيد که مخاطبان شما بر چه مبنايي مي‌تواند به آمارهاي ارائه شده از سوي شما اعتماد کنند؟
من حدود 18 سال است که در مرکز آمار ايران کار مي‌کنم و سالياني دراز به عنوان کارشناس در اين مجموعه فعال بودم. با قطعيت بايد بگويم که ساختن آمار يا دروغ‌گويي درباره آمارها غيرممکن است. ممکن نيست عددي به دست آيد و عدد ديگري اعلام شود مگر اين که اشتباه لفظي رخ دهد. اگر قرار باشد چنين اتفاقي بيفتد کارشناسان هم نسبت به مسوولان اعتراض خواهند کرد. صراحتا مي‌گويم من تاکنون چنين موضوعي را نديده‌ام و بعيد مي‌دانم که مسوولي تصميم بگيرد نتيجه‌اي اعلام کند که با آنچه به دست آمده متفاوت باشد. و به اين ترتيب سرمايه اجتماعي خود را مخدوش کند.
- گفته مي‌شود لزوما دروغ‌گويي رخ نمي‌دهد بلکه مرکز آمار ايران در نحوه‌ي محاسبات به گونه‌اي عمل مي‌کند که بتواند عددي به دست بياورد که به نتيجه دلخواه به مسوولان نزديک‌تر است، درباره اين چه توضيح داريد؟
درباره اين که بخواهيم ريز داده‌ها را دستکاري کنيم تا عدد مورد دلخواه به دست بيايد بايد توضيح دهم که همبستگي اعداد از سطح پايين به قدري زياد است که اگر بخواهيم کوچک‌ترين تغييري ايجاد کنيم مطمئنا به نتيجه دلخواه خود نمي‌رسيم مگر اين که يک دانشمند اتمي مشغول به محاسبات باشد! به عنوان مثال در بخش‌هاي بازرگاني پايه داده‌ها توليد کالاهاست يعني تا آن‌ها رشد نداشته باشند خدمات بازرگاني فعال نخواهد شد. به اين نکته توجه کنيد که مگر چقدر واردات مي‌تواند کمک کند؟ آنچه به عنوان ارزش افزوده توليد مي‌شود مطمئنا پشتوانه‌اي از توليدات کشاورزي، صنعتي و معدني دارد تا بتواند رشد نشان دهد. نمي‌توان به اطلاعات مثلا حوزه کشاورزي دست زد بدون اين که بتوان از نتيجه به دست آمده دفاع کرد. ممکن است گاهي خطاهايي رخ دهد، ولي آنچه در پروسه محاسبات رخ مي‌دهد براي ما قابل دفاع است.
- کارشناسان اقتصادي اين موضوع را مطرح مي‌کنند که نحوه‌ي آمارگيري بانک مرکزي برايشان قابل اعتمادتر از مرکز آمار ايران است، به همين دليل به آن مراجعه مي‌کنند و البته به هر حال تفاوت آماري بين اين دو مرکز وجود دارد و مرکز آمار معمولا آمارهايي ارائه مي‌دهد که بيشتر ممکن است به مذاق سياستگذاران خوش آيد.
اطلاعات مربوط به نرخ رشد ارائه شده توسط بانک مرکزي و مرکز آمار بارها در برخي جلسات کارشناسي مشترک با حضور کارشناسان مرتبط بررسي و کارشناساني شده است و مطمئنا هر يک از اين دو نهاد به آمار و اطلاعات ارائه شده توسط خودش اعتماد داشته و آن را قابل دفاع مي‌داند. مرکز آمار تمام فرآيندها و روش‌هاي تهيه اطلاعات را بر اساس اصول علمي و بر مبناي استانداردها، طبقه‌بندي‌ها و دستورالعمل‌هاي بين‌المللي و استاندارد برنامه‌ريزي نموده و اجرا مي‌نمايد. علاوه بر اين در تمامي مراحل انجام کار، با بکارگيري چارچوب‌ کيفيت و محاسبه ??? نماگر و بيش از ??? شاخص، تمامي فرايندها را کنترل مي‌کند. سفارشي کار کردن و يا به مذاق کسي آمار توليد کردن، جايي در هيچ کدام از مراحل کار ندارد.
اين دستورالعمل‌ها همه حد و مرزها را مشخص کرده‌اند. مثلا در مصرف واسطه چه قلمي بايد محاسبه شود و در چه قلمي نبايد حساب شود. نمي‌شود به راحتي در آن‌ها دست برد و مثلا عدد کوچک‌تري را از ستانده کم کرده تا ارزش افزوده بيشتري به دست آيد.
يکي از نکاتيکه درباره تفاوت هاي آماري بانک مرکزي و مرکز آمار بايد به آن اشاره کرد اين است که طبيعتا نمونه‌هاي دو مرکز با يکديگر متفاوت است. فرض کنيد بانک مرکزي مي‌خواهد در صنعت آمارگيري کند طبيعتا محل‌هاي مراجعه بانک مرکزي از مرکز آمار ايران متفاوت خواهد بود و به اين ترتيب نتايج هم قاعدتا متفاوت خواهد بود ولي در نظر داشته باشيم که حتي اگر به فرض محال نمونه‌ها يکي باشند ممکن است توليدکننده در زمان اطلاعاتي بدهد که با دفعه بعد متفاوت باشد. همين اطلاعات به جامعه بزرگ‌تر تعميم پيدا مي‌کند و باعث مي‌شود تفاوت محسوس باشد.
با اين حال معمولا هم اطلاعات بانک مرکزي و مرکز آمار ايران روندي همسو دارند گرچه در برخي موارد تفاوت‌هايي داشتند، ولي در کل براي کسي که برنامه ريزي انجام مي‌دهد تفاوت‌هاي اعداد اعلام شده از سوي مرکز آمار ايران و بانک مرکزي قابل درک هستند.
- بسياري انتقاداتي را نسبت به حاکميتي بودن دو نهاد وارد کرده و مي‌گويند نمي‌توان به هر دو مرکز اعتماد کرد چرا که هر دو نهاد حاکميتي هستند و عملکرد حاکميت را گزارش مي‌دهند. با توجه به اين که در نهايت آمار يک کالاي عمومي است و با توجه به اين که براي بخش خصوصي به دليل نداشتن منفعت تمايلي براي به عهده گرفتن محاسبات آماري ندارد، چه راهکاري براي ارتقاي اعتماد و افزايش سرمايه اجتماعي دو مرکز داريد؟
آمار کالايي خصوصي نيست و سازمان‌هايي که در دنيا به توليد آمار مشغول هستند اغلب وابستگي حاکميتي دارند. البته رعايت مواردي مهم است که فکر مي‌کنيم روند آن بايد اصلاح شود. در نظر بگيريد که معدود کشورهايي در دنيا هستند که توليد آمار آن‌ها توسط دو نهاد انجام مي‌شود. بالاخره يا بانک مرکزي يا مرکز آمار توليد آمار مي‌کند. در دو بازه زماني که بررسي کرديم متوجه شديم که اغلب توليد آمار به عهده مرکز آمار است و مرکز آمار بيشتر مورد اعتماد است، چرا که سياست‌گذار پولي بانکي نيست. در تمام دنيا معتقدند که سياست‌گذار خود نبايد اعداد مربوط به محصولات آماري خود را اعلام کند.
اگر قرار باشد دروغي در آمار رخ دهد مطمئن باشيد منشا آن مرکز آمار نيست. مرکز آمار ايران بسياري از داده‌ها را به صورت ثبتي دريافت مي‌کند. پيش آمده است که وزارتخانه‌اي اطلاعات خود را اعلام مي‌کند و با عوض شدن دولت سري زماني را تصحيح کرده، ولي مي‌خواهم اين اطمينان خاطر را بدهم که مسبب دريافت اطلاعات به اين صورت نيز مرکز آمار نيست چون تاکيد ما اين است که اطلاعاتي که توليد مي‌کنيم تغيير نکند به همين دليل و بعنوان راه حل مرکز آمار در بسياري از مواقع در دريافت اطلاعات مستقل عمل مي‌کند. مثلا فرض کنيد وزارت کشاورزي و وزارت صنعت به ما مي‌گويند مقادير توليد را ما به شما ارائه مي‌کنيم ولي ما خودمان اطلاعات را بر اساس طرح آمارگيري جمع‌اوري مي‌کنيم البته برخي موارد ديگر هم هستند که اطلاعات آن‌ها از طريق صورت مالي دريافت مي‌شود که حسابرسي شده است و قبل از اين که به دست ما برسد مرجعي صحت و سقم آن‌ها را تاييد مي‌کند.
- بازگرديم به موضوع بانک مرکزي؛ اين نهاد مي‌گويد براي نيازهاي خود آمارها را توليد مي‌کند به نظر شما چنين توجيهي قابل قبول است؟
به نظر من بانک مرکزي مي‌تواند اطلاعات مربوط به رشد اقتصادي و تورم را از ما بگيرد. بانک مرکزي پيش‌تر مي‌گفت من اطلاعات را در زمان مشخصي مي‌خواهم که مرکز آمار آن‌ها را ندارند، ولي اکنون چنين نيست و مرکز آمار ايران به وقت و در اولين زمان ممکن آمارها را ارائه مي‌کند و اساسا براي بانک مرکزي هم بهتر است بيايد و اطلاعات را از مرجع مستقلي مثل مرکز آمار ايران بگيرد.
- مرکز آمار ايران زير مجموعه سازمان برنامه و بودجه است و از اين جهت رئيس سازمان برنامه و بودجه هم سياست‌گذار بودجه‌اي است از اين جهت لزوما اين نهاد نيز مستقل نيست. به عبارتي فقط بانک مرکزي در معرض اتهام رفتار سياسي به دليل سياست‌گذار بودنش نيست، بلکه چنين شبهاتي در مرکز آمار هم وجود دارد.
تاکيد مي‌کنم به هرحال آمار يک کالاي خصوصي نيست و بخش خصوصي انگيزه‌اي براي توليد آن را ندارد در نتيجه ناگزير بايد توسط دستگاه‌هاي حاکميتي توليد شود. در اين بين سازمانآمار است که در تمامي دنيا بيشتر مورد اعتماد کارشناسان اقتصادي قرار گرفته است.
- نماينده بخش خصوصي يعني اتاق بازرگاني اخيرا سخناني را درباره توليد آمار مطرح کرده است نظر شما چيست؟
از توليد آمار توسط اتاق بازرگاني استقبال مي‌کنيم به هرحال آنجا دست بخش خصوصي و به اين دليل که پول در جريان است مي‌تواند هزينه‌هاي مالي آن را تقبل کند و به اين درک هم رسيده‌اند که توليد آمار چقدر مي‌تواند برايشان منفعت داشته باشد. حتي به اين واسطه مي‌تواند مطالباتشان را مطرح کرده و دولت را نقد کند. مثلا بگويند که شما چنين سياست‌هايي را اجرا کرده‌ايد که اين سياست‌ها نتايج ناخوشايندي را به دنبال داشته است. با اين حال نکته‌اي که مهم است بايد اصول اوليه توليد آمار بايد مورد تاييد مرکز آمار ايران باشد. شما در هيچ کجاي دنيا نمي‌بينيد که اتاق بازرگاني در بخش واحد آماري سازمان ملل حضور داشته باشد بلکه مرکز آمار هستند که در آنجا حضور دارند و بايد به آن مرکز بين‌المللي هم پاسخ دهند که ما به فلان دستور عمل کرديم و اگر عمل نکرديم چرا و غير. در نتيجه طبعا مرکز آمار مرجه رسمي باقي مي‌ماند ولي در عين حال بخش خصوصي نيزز مي‌تواند به محاسبه برخي شاخص‌ها اقدام کند.
به نظرم خوب است اگر اتاق بازرگاني از توانايي‌هايش در اين زمينه استفاده کند، ولي تاکيد مي‌کنم که به نظارت نياز دارد. وقتي همکاري در بخش خصوصي به ما ياري بدهد و نيازهايش را تامين کند هر دو از آن بهره‌مند خواهيم بود. فعلا ذهنيت‌ها نسبت به توليد آمار توسط بخش خصوصي خوش‌بين است.
- اقتصاددانان درباره تغيير اعداد مربوط به رشد اقتصادي و تورم بر مبناي سال پايه مسائلي را مطرح مي‌کنند و معتقدند که منطقي نيست که با تغيير سال پايه مثلا ميزان توليد پايه رشد نشان دهد و اين جزو ايرادات محاسبات مرکز آمار و بانک مرکزي است.
حتي در علم اقتصاد عملي‌کار کردن با تئوري کار کردن متفاوت است مساله اين است که درست است که در کاغذ تغيير سال پايه منجر به رشد اقتصادي نمي‌شود، ولي ما استدلال‌هايي داريم مبني بر اينکه ايجاد تغييراتي در برخي بخش‌ها منجر به ايجاد تغييراتي در آمارهاي کلان مي‌شود به اين ترتيب که وقتي سال پايه تغيير مي‌کند قيمت‌هاي مبنا هم تغيير مي‌کند و وقتي که قيمت‌ها در سال مبنا تغيير کند وزن بخش‌ها هم متفاوت مي‌شود. اين موضوع در تورم محسوس‌تر است. در تورم وقتي سال پايه تغيير مي‌کند مي‌گوييم سبد مصرفي تغيير کرده است. يعني اگر قبلا مسکن وزن کمتري داشته است ولي اکنون وزن بيشتري دارد. اين نشان‌دهنده اين است که سهم مسکن بيشتر شده و تاثير آن در تورم کل بيشتر خواهد بود حتي اگر تغيير قيمت‌هاي آن ثابت باشد. به عبارتي دو عامل وزن و تغيير قيمت تاثيرگذار است. در مورد رشد هم همين طور است وقتي سال پايه تغيير مي‌کند وزن آن در رشد تغيير مي‌کند. مثلا در يک سال وزن نفت کمتر و در سالي ديگر بيشتر است و همين باعث مي‌شود که با تغيير سال پايه رشد اقتصادي هم اعداد متفاوتي را نشان دهد.
نکته اي که لازم است اينجا اضافه کنم اين است که وقتي رشد اقتصادي اعلام مي‌شود وضعيت نسبت به فصل مشابه سال قبل مقايسه مي‌شود و در واقع وقتي مي‌خواهيم سري رشد زماني را ببينيم بايد فصلي نسبت به فصل مشابه سال قبل ديده شود و نمي‌شود فصلي را با فصل قبلش مقايسه کرد. مثلا فرض کنيد در بخش کشاورزي هر فصل محصولات خود را دارد که هر کدام از اين محصولات وزن خود را در رشد اقتصادي دارد. در نتيجه منطقي نيست که محصولات مختلف را با هم مقايسه کرد. نمي‌شود فصل بهاري که توليدات متفاوت و متنوعي دارد با زمستان مقايسه کرد. بنابراين در موضوع رشد اين نکته را توجه کنيد که سري زماني بر مبناي فصل است. فصل در قياس با فصل مشابه گذشته.
- برخي معتقدند محاسبه رشد اقتصادي به اين سرعتي که مرکز آمار اعلام مي‌کند ممکن نيست، چه نظري داريد؟
بطور مشخص اين محاسبات بر اساس استانداردهاي زماني بين‌المللي تهيه و منتشر مي‌شود و مرکز آمار نيز راه‌هايي براي انجام به موقع آن انديشيده و هر اطلاعي را در بازه زماني خود محاسبه مي کند. در بر خي موارد طرح آمارگيري انجام مي‌شود و در موارد متعددي نيز از منابع ثبتي اطلاعات دريافت مي‌شود. مرکز آمار حتي در حيطه پيش‌بيني داده ها وارد نمي‌شود. منابع اطلاعاتي کاملا مشخص هستند.
- به عبارتي مي‌توان گفت که نرخ رشد اقتصادي که شما به سرعت اعلام مي‌کنيد برآوردي محاسبه مي‌شود؟
به هيچ وجه برآوردي نيست. ما براي بخش صنعت يک طرح آماري اجرا مي‌کنيم که حدود ???? کارگاه را بررسي کرده و محصولات آن‌ها را بررسي مي‌کنيم. نحوه انتخاب آنها به اين صورت است که بسته به وضعيت حساب‌هاي سالانه که قطعي هستند ارزش افزوده همه شاخه‌هاي صنعت بررسي مي‌شود و به اين نتيجه مي‌رسند که مثلا وزن محصولات غذايي چقدر است، وزن محصولات پتروشيمي چقدر است و براين اساس محصولاتي که ارزش افزوده بيشتري توليد مي‌کنند از آنها براساس منابع موجود تعداد نمونه‌اي را انتخاب مي‌شود. سعي بر اين است که محصولاتي انتخاب ‌شود که درصد بالايي از صنعت را پوشش دهند. در پاسخ به اين سوال که چرا سراغ آن مي‌روند و هدف‌شان چيست؟ بايد بگويم که هدف اين است که تغييرات را بسنجند مسلما اين صنايع مي‌تواند با يک تغييرات کوچک صنايع ديگر را تحت تاثير قرار دهند و اين خيلي مهم‌تر از صنايع کوچک و زيادي است که بايد تغييرات بسيار زيادي در آن‌ها رخ دهد تا در شاخص کل خود را نشان دهد. به عبارتي ممکن است اين صنايع تعداد زيادي داشته باشند ولي از نظر ارزشي سهم عمده‌اي نداشته باشند. مطمئنا در بازه کوتاه مدت نمي‌توان وارد جزئيات صنايع کوچک شد چون در بازه زماني کوتاه نمي‌توان به تمامي اين بنگاه‌ها مراجعه کرد.
- به عبارتي رشد اقتصادي که مثلا شما براي فصل بهار به دست آورديد رشد صنايع بزرگ است و نه صنايع کوچک و متوسط درست است؟ بنابراين اينطور شايد بتوان به اين سوال پاسخ داد که چرا بسياري معتقدند رشد اقتصادي را در زندگي خود احساس نمي‌کنند؟
اين موضوع را از دو جهت مي‌توان پاسخ داد. ابتدا اينکه در سال قبل که نرخ رشد اقتصادي افزايش يافته بود به اين دليل که رشد اقتصادي از محل افزايش نفت بود مردم آن را در زندگي خود احساس نمي‌کردند، چرا که پيش‌تر ظرفيت بخش نفت خالي مانده بود و از همه ظرفيت خود استفاده نمي‌کرد. وقت رشد اقتصادي محقق شد از ظرفيت‌هاي پيشين استفاده شد، ولي مردم درگير افزايش اين رشد نبودند.
درباره رشد اقتصادي امسال نيز به هر حال اين حقيقت وجود دارد که رشد اقتصادي مربوط به صنايع بزرگ است و رشد عمده بخش بهار در بخش خودروسازي و محصولات پتروشيمي محقق شده بود. البته به سهم اين بخش‌ها در رشد اقتصادي هم توجه کنيد فرض کنيد خودروسازي‌ها حدود 18 و 19 درصد در رشد سهم دارند. رشد مثبت‌شان تاثير بالايي در رشد اقتصادي دارد. همچنين رشد محصولات غيرفلزي و غيره رشد قابل توجهي داشت و همين طور پالايشگاه‌ها که محصولات پتروشيمي به دست مي‌دهند.
- يعني اکنون هيچ تصويري از رشد اقتصادي بنگاه‌هاي کوچک و متوسط نداريد؟ به هر حال رشد اين بخش براي مردم اهميت بيشتري دارد تا صنايع بزرگ.
فعلا نه؛ ولي اين اطلاعات مربوط به بنگاه‌هاي کوچک و متوسط در تصوير کلي که از رشد اقتصادي سالانه داده مي‌شود مستتر است در نظر داشته باشيد که رشد اقتصادي سالانه ديرتر به دست مي‌آيد و فرصت داريم تمامي موارد مورد بررسي را در آن بگنجانيم.
به اين نکته توجه کنيد که بنگاه‌هاي کوچک يا متوسط گرچه با زندگي مردم در ارتباطند ولي در رشد اقتصادي کل چندان تاثيري ندارند. در نظر داشته باشيد که ما محدوديت منابع و محدوديت زمان داريم و به هرحال نمي توانيم تمامي واحدها را مورد بررسي قرار دهيم. با اين حال اين نکته هم قابل توجه است که ما در مقطع کوتاهي مجبور هستيم که به سمت واحدهاي توليدي تاثيرگذارتر برويم. واحدهاي کوچک و متوسط در زمان‌هاي بلند مدت بايد مورد بررسي قرار گيرند.
- از نکات مورد توجه رشد سه ماهه امسال رشد بدون نفت بود که از رشد با نفت بيشتر بود، محاسبه در اين زمينه دقيق بوده است؟
در بهار 1396 رشد بخش نفت، غيرنفت تغييري داشت که براي ما هم تعجب برانگيز بود رشد محصولات ناخالص داخلي با نفت 6.5 درصد رشد داشت و بدون نفت هفت درصد به همين دليل ما داده‌ها را يکبار ديگر مورد بررسي قرار داديم. به اين ترتيب متوسط رشد بخش نفت با وجود اين که مثبت بود کمتر از رشد باقي قسمت‌ها بود. نکته مهم ديگر اين است که درست است در بسياري از بخش‌ها رشد داشتيم، ولي در چند بخش مشخصا اعم از بخش نفت، ساختمان، خدمات و واسطه‌گري‌هاي مالي وقتي به قيمت‌هاي ثابت محاسبه مي‌کنيم در سال 1396 هنوز به سطح اعداد به سال 1390 نرسيده است به اين دليل که چند دوره رشد منفي را پشت سر گذاشته‌ايم و با وجود اين که رشدها به شکل قابل توجهي مثبت است ولي هنوز به سطح  سال1390 نرسيده است.

گفت‌و گو از آيسان تنها، خبرنگار ايسنا

انتهاي پيام

تصاویر
  • گفت‌وگوی تفصیلی ایسنا با مدیرکل دفتر حساب‌های اقتصادی مرکز آمار:  کارشناسان به مسئولان اجازه دروغگویی نمی‌دهند/ رشد ۳ ماهه برای صنایع بزرگ بود
طراحی سایت